زمان کنونی: 08-15-2018, 04:27 AM درود مهمان گرامی! (ورودثبت نام)



دكتر محمد باقر منهاج


ارسال موضوع  ارسال پاسخ 
  • 1 رأی - میانگین امیتازات : 4
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
امتیاز موضوع:
 
دكتر محمد باقر منهاج
نویسنده پیام
محمود احمدي
Unregistered

 
ارسال: #1
دكتر محمد باقر منهاج
دكتر محمد باقر منهاج، دانشمند برگزيده سال ۲۰۰۴

مردي كه ناهار نمي خورد


آينده را بيشتر از گذشته دوست دارد و اين يعني نگرش متفاوت با غالب هموطنانش. اصرار دارد، موفقيت هايش را به حساب مجموعه استادها و دانشجوهاي دانشگاه بگذارد. موفقيتي كه اين بار جهاني است و حتي مي تواند بهانه اي براي شنيده شدن نام ايران باشد.
دكتر محمدباقرمنهاج عضو هيات علمي دانشكده مهندسي برق دانشگاه صنعتي اميركبير، از سوي موسسه بين الملليISI به عنوان دانشمند سال ۲۰۰۴ برگزيده شد.او متولد رشت است و تحصيلات خود را تا پايان دوره متوسطه در همين شهر گذرانده و آنگاه با شركت در امتحان اعزام دانشجو به خارج توانسته براي ادامه تحصيل به غرب برود. «بورسيه نبودم. بلكه پدر و مادرم مجاز بودند، مخارج تحصيلم را از همين جا بپردازند. مدتي آلمان بودم و سپس به آمريكا رفتم.»
اين استاد ۴۵ ساله به سختي همين مختصر را درباره گذشته اش مي گويد: «بهتر است درباره آينده صحبت كنيم تا گذشته. دانشگاه هاي ما پر است از استعدادهايي كه اگر شكوفا شود، مي تواند افتخارات بيشماري را براي ايران به بار آورد.»
دكتر منهاج ترجيح مي دهد بيشتر درباره نكات فني كارش سخن بگويد. گو اينكه اين ميزان را هم با وسواس مي گويد: «پيش از اين كمتر كسي من را مي شناخت، حالا بعد از اين انتخاب روزنامه ها يك دفعه آدم را بالا مي برند و بعد هم به يكباره به زمين مي زنند.»
او مطالعاتش را كه عنوان دانشمند سال را برايش به ارمغان آورده، حاصل كوشش دسته جمعي مي داند. «كارهايي را كه انجام داديم با كمك دانشجويان دوره فوق ليسانس به دكترا انجام شد. نهايت به جايي رسيد كه مساله مطرح شد. اگر افتخاري هم باشد، متعلق به اين دانشجويان است.» وي پيشتر مي رود و مي افزايد: «در دانشگاه استادان خيلي بهتري داريم.»
به گفته وي موسسهISI موسسه اي است كه پژوهش هاي متفاوت در همه رشته هاي علمي را بررسي مي كند و در واقع نوعي موسسه استاندارد كارهاي علمي - پژوهشي در دنيا به حساب مي آيد. «كارهاي علمي - پژوهشي را نمره بندي مي كنند و هر سال در هر رشته يكي انتخاب مي شود.»
دكتر منهاج سه سال اخير را در دانشگاه اوكلاهاماي آمريكا گذرانده، با اين حال از سال ۱۹۹۳همكاري خود را با دانشگاه اميركبير شروع كرده و پژوهش هاي علمي خود را در دوره فوق دكترا آغاز كرده و انتشار مجموعه مقالاتي در نهايت او را به عنوان دانشمند ۲۰۰۴ معرفي كرده است.با آنكه مقالات و پژوهش هاي علمي دكتر منهاج بهترين در نوع خود شد، وي از كسب اين عنوان اطلاعي نداشت. «من خبر نداشتم. دكتر موسوي معاون پژوهشي دانشكده تربيت مدرس، سايت موسسهISI را ديده بود و به من خبر داد كه چنين خبري روي سايت آنها منتشر شده.»
مدلي از مغز انسان
شايد جذاب تر از انتخاب دكتر منهاج، رشته تحقيقي و پژوهشي او باشد. «سيستم هاي كنترل، سيستم ها و فيلترهاي تطبيقي و هوش محاسباتي.» به زبان ديگر با مدل كردن مغز يك انسان خبره و تصميم گير، نوع محاسبات كمي و ساختار مغز او طراحي شده و در نهايت سيستمي با قابليت هاي محاسبات تكاملي و تصميم گيري پديد مي آيد. اين سيستم ها در ربات هاي هوشمند و دستگاه هاي مختلفي در جامعه كارايي دارد. به زبان ساده تر دانشمند ايراني در صدد طراحي ربات هاي پيشرفته با قدرت تصميم گيري است. دكتر منهاج وعده مي دهد: «اين كارهاي تحقيقاتي ما است و در آينده هم تلاش مي كنيم از اين تحقيقات استفاده كنيم و بتوانيم از آن در مسيرهاي ديگري استفاده كنيم.» اين تحقيقات در مسيرهايي مانند مدلسازي ژن سرطاني قرار مي گيرد «من معتقدم اين سيستم ها به شكلي طراحي مي شوند كه يك وظيفه را انجام بدهند، نه فقط حل يك موضوع خاص. مثلا شما كه گزارش مي نويسيد وظيفه اي را انجام مي دهيد نه فقط يك مساله مثلا يك محاسبه رياضي را حل كنيد.» به اعتقاد دكتر منهاج رفتارها و كارهاي انسان مي تواند مدل قرار گيرد و سيستم هاي هوشمند از روي آنها طراحي مي شود. دانشمند ايراني مي گويد:« اين طرح ها بيشتر از دانشكده منتفع مي شود تا شخص. پس از آن نيز بيشتر مورد استفاده دانشكده قرار مي گيرد.»
پيشي گرفتن دانشجو بر استاد بزرگترين آرزو
دكتر منهاج سال ۱۳۶۹ دختري از همشهريان خود را براي ازدواج برگزيده و حاصل ۱۴ سال زندگي مشترك اين زوج يك دختر ۱۲ ساله به نام «دل آرام» است. دل آرام در آمريكا متولد شده وبه گفته دكتر ترجيح مي دهد، بيشتر كتاب هاي انگليسي را بخواند. دكتر براي دخترش آرزو ها يي هم دارد:«دلم مي خواهد دل آرام خردورز باشد، بتواند خودش را مديريت كند.» دكتر، عاشق زادگاهش رشت است. «آخرين باري كه آنجا بودم چند ماه پيش بود.» اما بزرگترين آرزوي دانشمند سال ۲۰۰۴ پيشرفت دانشجويان است:« بزرگترين آرزويم اين است كه دانشجويان ما از ما بهتر شوند.»
شايد به همين دليل است دكتر منهاج بيشترين وقتش را با دانشجويان مي گذراند و به همين دليل دانشجويان جوانش در سال هاي بدو تدريسش بيش از ديگران اورا باور كردند، با اين حال او از در جا زدن در نحوه تدريس در ايران گله مند است.« خارج از ايران هر چند سال در شيوه تدريس بازنگري مي شود.»
به اعتقاد او دانشجو هم مي تواند به استادش ياد بدهد، به اين شرط كه باور كنيم دانشجويان نبايد فقط شنونده سخنان استادشان باشند. او نوعي مكانيزم مشاركت در كلاس را پيشنهاد مي كند كه مي تواند براي دانشجويان انگيزه ايجاد كند مهمترين مساله، به وجود آوردن انگيزه و خودباوري در دانشجويان است.»
استاد ناهار نمي خورد
دكتر سال هاست كه وعده هاي غذايي خود را به دووعده در روز تقليل داده تا فرصت بيشتري براي كار داشته باشد، صبحانه و شام. «بسته به روز ساعت۵ يا۷ از خواب بيدارمي شوم وبيشتر وقتم رادر دانشگاه به تدريس و جلسات دانشگاهي مي گذرانم.» به دكتر مي گويم كه خانواده هاي ايراني بر اين باورند، بچه ها با كتاب خواندن زياد دانشمند مي شوند.« من با فشار به بچه ها براي درس خوان شدن مخالفم، درس خواندن امتيازي ويژه را به شخص مي دهد، اما خوردن، زندگي آرام داشتن، خوابيدن و... حق بچه است و پدر نبايد به خاطر امتياز ويژه، حق فرزندش را سلب كند. هيچ پدري حق ندارد براي درس خواندن، فرزندي را تنبيه كند.» به گفته او مهم اين است كه والدين زمينه را براي ورود بچه هايشان به دنياي علم فراهم كنند و فرزندان خود را خردورز و انديشه ورز بار بياورند. اين نيازمند يك حركت مداوم است نه يك برخورد لحظه اي.
از دكتر مي خواهيم راز موفقيتش را افشا كند. ابتدا مي گويد سخت است گفتنش: «ممارست. اين از همه مهمتراست. دانشجويان ما هم باهوش هستند. هوش ايراني ها حتي از هوش متعارف در دنيا بالاتر است، اما در اين ميان كساني موفقند كه بيشتر تلاش مي كنند.»
براساس يك باور قديمي مي گويند ايراني ها آفتابه هم نمي توانند بسازند و حتي هنوز اين باور وجود دارد.
دكتر با اينگونه ضرب المثل ها به شدت مخالف است. اين ضرب المثل ها بسيار به نسل آينده و فرهنگ ما ضربه مي زند. نمي دانم چنين مثل هايي از كجا وارد فرهنگ ما شده است. ما بايد ياد بگيريم، تدبر كنيم، ياد بگيريم، كار مشترك انجام دهيم. به اعتقاد او مشكل اين است كه ايراني ها به جاي انتقاد ازيكديگر به هم گير مي دهند و اين گيرهاي بي اساس و بيهوده و نديدن نكات مثبت يكديگر سرانجام به تنازع مي انجامد:«خيلي روي اين مثال ها حساب باز نكنيد مطمئن باشيد اگر در محيط علمي هم مديريت درستي اعمال شود، وضعيت بهتر از امروز خواهد بود. مديريت صحيح مهمترين مساله در ايران امروز است.»
از اوكلاهاما تا اميركبير
دانشمند ايراني پس از تحصيل در دانشگاه اوكلاهاما و پس از گذراندن دوره فوق دكترا در رشته سيستم هاي كنترل به تدريس درآنجا پرداخته وسپس به ايران بازگشته و در دانشگاه اميركبير مشغول به تدريس شده است.« سپس در سال ۱۳۷۹ به آمريكا رفتم و سال ۱۳۸۲ به ايران بازگشتم اين دوره (فرصت مطالعاتي) ۹ ماهه بود اما مسوولان چون ديدند در اين مدت تحقيقات خوبي را انجام داده ام به خاطر طولاني شدن آن به من سخت نگرفتند. در اين سه سال در آمريكا تدريس مي كردم و از شهريور سال ۱۳۸۲ كه به ايران برگشته ام، در دانشگاه اميركبير تدريس مي كنم.»
او به ايراني بودنش افتخار مي كند. به اينكه به دانشجوياني مستعد درس مي دهد، افتخار مي كند. از اينكه دانشجويانش از تحقيقات او دفاع مي كردند، خوشحال است (پيش از آنكه تحقيقات دكتر در دنيا مورد توجه قرار گيرد، برخي چندان هم تحقيقات او را جدي نمي گرفتند و اين دانشجويان بودند كه دفاع علمي از استاد خود را بر عهده داشتند) اما به خاطر دانشگاه ها نگران است آينده دانشگاه هاي ما پربار است اگر كمي مورد توجه قرار گيرد. الان شيوه درستي در برخورد با اساتيد حاكم نيست. اين درست نيست كه به استاد دانشگاه به ازاي ساعات تدريس، حق التدريس بدهند. به ازاي ساعات شورا، حق جلسه و... من از بقيه نقاط دنيا خبر ندارم اما مي دانم حداقل در آمريكا اينگونه نبود. حقوق استاد بايد در حدي باشد كه دنبال حق التدريس و گرفتن ساعات اضافي تدريس نباشد. استاد بايد بتواند، وقت بيشتري براي تحقيق صرف كند. بايد بعد تحقيقاتي دانشگاه را قوي كنند بايد حقوق اوليه استاد براي ماندگاري او در دانشگاه كفايت كند .در حال حاضر اساتيدمجبورند اين دانشگاه و آن دانشگاه كار كنند. استاد دانشگاه اميركبير دل پري از شيوه برخورد با اساتيد دانشگاه دارد اين شيوه پرداخت پول از نظر او غير منطقي است « زماني دانشگاه مي تواند به لحاظ علمي سرپا باشد كه به آن امكان پيشرفت را بدهند كه استادها بتوانند با خيال راحت به تحقيق وپژوهش مشغول شوند در اين صورت دانشگاه هاي ما پر است از استعدادهاي فراواني كه شكوفا خواهد شد.»
حكايت حق الزحمه تدريس تنها حكايت معلمان نيست. در سطحي بالاتر مدرسان دانشگاه را نيز مبتلا به خودكرده است. طبيعي است كه وقتي ذهني پر از حساب و كتاب و دو دو تا چهارتاي، دخل و خرج باشد، امكان خلاقيت از آن سلب مي شود و اين زماني نمود بيشتري پيدا مي كند كه پاي تحقيقات وپژوهش به ميان در آيد، با اين حساب شايد تنها اختصاص اعتبار بيشتر براي پژوهش كافي نباشد و شايد بهتر از آن بايد فرصت پژوهش براي پژوهشگران و دانشجويان و اساتيد دانشگاه فراهم آيد.
برگرفته از روزنامه همشهري
03-11-2010 06:54 PM
نقل قول این ارسال در یک پاسخ
تبلیغات
MapsaControl.ir

ارسال موضوع  ارسال پاسخ 


پرش به انجمن: